ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

79

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

آنها حمله را آغاز كرده‌اند ، دشمن ضعيف وناتوان است . اين پندار طمع ودلبستگى آنان را بر عجز وناتوانى خصم ، فزونى مىبخشد واين باور را در آنها به وجود مىآورد كه مخالفان قادر به مقاومت نيستند . امام ( ع ) پس از بيان اين كه ترس بيجاى پيروانش ، از دشمن باعث سهل‌انگارى آنان در كارها ومتفرّق شدنشان از أطراف آن حضرت شده كه در نتيجة فرمانش را اجرا نمىكنند ودر مقابل هجوم دشمن وچيره شدنش بر سرزمينشان برنمىخيزند . ونيز پس از حكم كلّى در بارهء روش هر دشمن به دشمن معيّن وآشكار اشاره فرموده است ، تا آن كه هر چه بيشتر به درستى سخن آن حضرت را دريابند وهرچه زودتر بر خصم يورش برند وأو را از پا در آورند . از اين رو جريان ورود سپاه دشمن به شهر انبار وكشتن كارگزار آن حضرت وبيرون راندن سپاه از مرز وقرارگاهشان ، وبىحرمتى نسبت به زنان مسلمان وزنان أهل كتاب تحت ذمهء اسلام ، وربودن أموال مسلمانان را به تفصيل بر شمرده است كه نيازى به توضيح بيشتر آن نيست . ( 6293 - 6276 ) سپس اين داستان را به اين عبارت : « سزاوار است مسلمان با غيرت وتعصّب در راه خدا از غم واندوه آن بميرد ، » پايان مىدهد ، زيرا ديدن چنين پيشامدهاى منكر وناروايى براي مسلمانان . وخوددارى ياران آن حضرت از پايدارى در برابر دشمن اين امر را ايجاب مىكند . تمام اين بيانات به اين منظور است كه امام مىخواهد براي توبيخ وسرزنش ياران خود محملى به دست آورد زيرا آنان از أوامر آن حضرت سرپيچى كرده ورايزنى با آن حضرت را كه امرى شايسته ، وسودمندتر بود نپذيرفته بودند ( 6373 - 6294 ) وسپس براي تأييد اين مطلب ، از كارهاى آنها با شگفتى ناله سر مىدهد وناراحتى وتعجّب خود را نشان مىدهد : كلمهء « عجبا » را به صورت نكره بيان فرموده تا چنان وانمود كند كه گويا امر